تبليغاتX
جاودانه های موسیقی و فرهنگ وهنر ایران
جاودانه های موسیقی و فرهنگ وهنر ایران
نكوداشت اساتيد بزرگ هنر ايران زمين با نگاهي ويژه به جايگاه استاد شجريان
جاودانه های موسیقی و فرهنگ وهنر ایران
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
< a href="cat-1.aspx" class="links" target="_blank">معرفي موسيقي لرستان
و غيره!...
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
یادش به خیر

یادش به خیر سال ۱۳۶۴ میخواستم پول تو جبیبمو که جمع کرده بودم واسه خریدن کاست از کفم رها خرج کنم. یادمه که فروشنده گفت پسرم نوارو تو زیر پیرهنت قایم کن که کسی نبینه. ان سالها حتی نوار شجریان هم ممنوع بود. هیچ وقت حالی رو  که اون نوار بهم داد فراموش نمی کنم . یادش به خیر 

 


[ ]
+
اساتید
«لطفي» قطعه‌اي در مدح رسول اكرم(ص) مي‌سازد

نسخه چاپي ارسال به دوستان

در گفت‌وگوي مشروح با فارس اعلام شد

«لطفي» قطعه‌اي در مدح رسول اكرم(ص) مي‌سازد

خبرگزاري فارس: «محمدرضا لطفي»، آهنگساز و نوازنده برجسته تار مي‌گويد، ساخت قطعه اي در مدح پيامبراكرم(ص) در دلش وجود دارد و بعد از آماده شدن شرايط روحي، آن را مي‌سازد.

محمدرضا لطفي، آهنگساز و سرپرست گروه موسيقي شيدا در گفت‌وگوي مشروح با خبرگزاري فارس به پرسش‌هايي درباره فعاليت‌هاي اخير خود، رويكردش به تشكيل گروه‌هاي جوان، موسيقي مذهبي و رويكرد اجتماعي در موسيقي پاسخ گفت.

 استاد در  گفت‌وگوي مشروح با خبرگزاري فارس به پرسش‌هايي درباره فعاليت‌هاي اخير خود، رويكردش به تشكيل گروه‌هاي جوان، موسيقي مذهبي و رويكرد اجتماعي در موسيقي پاسخ گفت.
لطفي در خصوص ساخت قطعه‌اي در مدح حضرت رسول(ص) با توجه به ارادت شخصي اش به آن پيامبر بزرگ گفت: به عقيده من هنر آمدني است من هيچ وقت تصميم نمي گيرم قطعه اي بسازيم بلكه حالي و حرارتي آمده كه من را به ساخت اثر واداشته است.
وي اظهار داشت: من عاشق حضرت علي(ع) هستم. در يك پروسه روحي نيز ارتباطي معنوي با حضرت رسول(ص)، اين شخصيت بزرگ، يافتم .
اين آهنگساز ادامه داد: ساخت قطعه اي در مدح پيامبر در دل من وجود دارد و بايد آن شرايط آماده شود. من اعتقاد دارم خود آنها به هنرمند الهام مي كنند و نمي‌توان با دريافت پول‌هاي كلان چيزي نوشت. البته من براي بعضي از افراد كه چنين كاري مي كنند احترام قائل هستم، اما اگر يكي يك ميليارد به من پول دهد كه قطعه اي را بسازم نمي توانم. ممكن است در عرض يك ساعت 10 تا آهنگ بسازم ولي هيچ فايده اي ندارد.
اين نوازنده گفت: هنر و موسيقي در بسياري از موارد از مقوله الهام است. ما تنها بايد قلبمان را صيقل دهيم تا آن نور بتواند در تاريكي حركت كند.
وي در خصوص ساخت قطعات موسيقي با رويكرد مذهبي گفت: بحث اعتقاد به مذهب مساوي با اين نيست كه شما خودتان را درعرصه‌اي قرار دهيدتا توفيقي بدست بياوريد. بلكه آنجا آن تفحص و موسيقي‌دان بودن شما با داشتن اعتقادات شكل مي‌گيرد كه آن هم مجازي سفارش داده نمي شود.
لطفي افزود: موسيقي مذهبي در دنيا و در ايران يك خط ويژه و كاربرد ويژه دارد. مراسم سوگواري يك كاربردي دارد. موسيقي مذهبي، سينه زني، زنجيره ني، نوحه خواني، مداحي و در بخش‌هايي قرآن خواني اين‌ها خودش يك خط قوي داشته و دارد و سنتش هم خيلي قوي است به طوري كه سينه به سينه رسيده و حركت كرده است.
وي بيان داشت: وقتي يك موسيقي داني به خاطر علايق خودش يك تم و داستان مذهبي را تبديل به يك سمفوني كند، آن يك اتفاق شخصي است كه درون آن هنرمند افتاده است. هنرمند وقتي نام حضرت علي(ع) را به زبان مي آورد بايد حالش با گفتن اين نام دگرگون شود، اگر چنين نشود اثري كه مي‌نويسد اثر هنري نيست.
خالق قطعه «شب نورد» با اشاره به وضعيت استفاده از موسيقي مذهبي گفت: در زمان گذشته مداحان با خواندن يك بيت شعر سوزناك، اصلي‌ترين گوشه‌ها را اجرا مي كردند چرا كه همه آنها رديف دان بودند و گوشه هاي موسيقي را مي دانستند. در واقع اين افراد تكنيك‌ها را خوب مي دانستند.
وي ادامه داد: من هم اكنون نمي‌دانم كه آيا نسل‌هاي جديد ما كه در اين عرصه وارد شدند با زندگي مدرن كنوني آيا همان مشكلاتي را پيدا كردند كه ما در عرصه‌هاي ديگر پيدا كرديم يا خير؟ به عقيده من آنها بايد آموزش‌ها را دنبال كنند تا نسل‌هاي بعدي هم اين سنت را ياد بگيرند و ادامه دهند.
لطفي بيان داشت: در حال حاضر خيلي از نوحه‌هايي را گوش مي‌كنيم نسبت به بچگي‌ام كه گوش مي‌كردم خيلي تفاوت پيدا كرده است در واقع نوحه‌ها بيشتر موسيقي پاپ شده اند كه داراي شعرهاي ريشه دار نيستند.

مي‌خواهم «شجريان» و «ناظري» ديگري به وجود بيايد
--------------------------------------------------------------
لطفي ضمن اعلام آمادگي براي اجراي كنسرت مشترك با بزرگان موسيقي همانند سابق گفت: آثار بوسيله خالقش ماندگار مي‌شود. به عنوان مثال تجويدي خالق و بنان مجري تصنيف تجويدي است وقتي بنان خواننده فوق‌العاده‌اي باشد و كارش را خوب بداند اين اثر را جاودانه‌تر نگاه مي‌دارد.
وي افزود:در گروه شيداي سابق خواننده‌ها بودند كه عوض مي‌شدند در واقع ناظري و شجريان خوانندگاني بودند كه با گروه شيدا كار مي‌كردند اين خواننده‌ها كه 2 خواننده بزرگ مملكت هستند در واقع كار خودشان را كرده‌اند و زحمتشان را كشيده اند و آثاري را نيز ارائه داده‌اند و به شهرت بالايي رسيده‌اند حالا اگر قرار باشد در كار مجدد من هم دوستانم شركت كنند اين بايد خودش به صورت طبيعي پيش بيايد.
اين نوازنده سه‌تار با بيان اينكه هدف من اين است كه افراد ناشناس را معرفي كنم، اظهار داشت: من مي‌خواهم فرصتي به جوانان دهم تا بتوانند اينها هم يك شجريان و ناظري ديگري باشند. البته من هيچ وقت اين را نفي نكرده‌ام كه فعاليت من با جوانان معادل كار نكردن با بزرگان است ولي بايد اين فضا پيش بيايد كه در وهله اول ما بايد ارتباطمان را پيدا كنيم و البته اين هم بوسيله كسي اتفاق نمي‌افتد چرا كه نمي‌شود با واسطه چيزي را به چيز ديگري چسباند بنابراين براي اينكه اين اتفاق رخ دهد بايد يك فضاي فرهنگي بين ما بزرگان پيش بيايد.

همه هنرمندان دنبال كنار هم بودن هستند
----------------------------------------------
لطفي با اشاره به فضاي همدلي دوران جنگ گفت: بعد از جنگ و حتي در دوره جنگ فضاها به همديگر نزديك بود و اين باعث جمع شدن آدم ها دور هم و بيان كردن درد دلشان در قالب ساز و آواز بود. اما بعد از اين همه سال شايد يك خستگي براي همه افراد اين كار بوجود آمده و تمام انرژي‌هايشان را در اين سال ها مصرف كرده‌اند و خيلي دنبال سكوت و آرامش و كنار بودن هستند ولي با اين حال ديدارهايي بين من با شجريان، ناظري، مشكاتيان، عليزاده و كياني صورت گرفته اما هنوز فرصت آن فضا كه مثل قديم خانه همديگر برويم و دوستي نزديك داشته باشيم رخ نداده است.
وي با اشاره به اينكه در زمان گذشته شخصي واسطه شكل گيري دوستي‌ها مي‌شد، افزود:اين افراد موزيسين نبودند اما شاعر و اديب توانمند و موسيقي‌شناس بودند كه ساز هم مي‌زدند مثل هوشنگ ابتهاج. اين‌ها در واقع چون دلشان مي‌خواست موسيقي بشنوند و براي موسيقي اتفاقي بيفتد تلاش مي‌كردند و قرارهايي بين ما هنرمندان مي‌گذاشتند در حال حاضر حضور چنين افرادي كم شده و در واقع واسطه‌ها كم رنگ شده‌اند اما در مقابل رابطه‌هاي مجازي زيادند كه آرمان خواهند و دلشان مي‌خواهند اين اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد:البته در كنار اين همه مسائلي كه در اين زمينه مطرح است يك مقدار گلايه‌هاي گذشته‌‌ نيز وجود دارد و بعضي از دوستان ما هنوز دلشان را نسبت به ماجراهاي گذشته صاف نكرده‌اند.

شجريان، مشكاتيان، عليزاده، ناظري و ... جملگي جريان ساز بودند
--------------------------------------------------------------------------
سرپرست گروه شيدا در خصوص صحبتهايي كه در بدو ورود به ايران مطرح كرده بود، مبني بر اينكه در اين چند سال كاري در زمينه موسيقي انجام نشده، اظهار داشت: من چنين اظهاراتي نكردم درواقع يك مقداري بد فهميده شده حتي بعضي از دوستان گفتند كه لطفي فكر مي‌كند ما اينجا هيچ كاري نكرديم در صورتي كه من اصلا جمله‌ام اين نبود. بلكه گفتم كارهايي كه شده در جاي خودش. چه كسي مي‌تواند بگويد شجريان، مشكاتيان، عليزاده، ناظري و ... زحمتي نكشيده‌اند اين‌ها زحمت كشيده‌اند، موثر بوده‌اند و تاثيراتشان هم خيلي عالي بوده اما هم اكنون يك آدم مثل من اينجا هست كه آمده و در حال به راه انداختن يك جرياني نويي است.
وي افزود: به نظر من وقتي اين جريان راه مي‌افتد به همه موسيقي‌دانها كمك مي‌كند من در زمانهاي گذشته هم با همين موتور كار مي‌كردم كه ‌آن اتفاقات افتاد و موسيقي يك هويت محترمانه‌اي پيدا كرد.


اتصال صدا و سيما با هنرمندان قطع شده است
-----------------------------------------------------
لطفي با بيان اينكه در گذشته همه هنرمندان براي راديو و تلويزيون و وزارت فرهنگ كار مي‌كردند، گفت: در گذشته اين دو سازمان خودشان توليد كننده موسيقي بودند و ما همه براي اينها كار مي‌كرديم ولي در حال حاضر آن اتصال هم قطع شده نه راديو دعوت مي‌كند كه لطفي و شجريان و ديگران بيايند و مثل سابق كار كنند نه وزارت فرهنگ و ارشاد.
وي افزود:بايد واحدي به نام موسيقي باشد و آدم هاي ورزيده نيز در آن فعاليت كنند كه همان هنرمندان ورزيده مسئول دعوت كردن هنرمندان مطرح باشند در غير اين صورت من خودم به شخصه به دعوت مدير راديو آنجا نمي‌روم ساز بزنم، چون نمي‌دانم آن مدير كه مي‌خواهد ساز و آواز را ضبط كند چه قدر تبحر دارد. بايد گروه متبحري آنجا باشند تا مثل سابق اين حالت اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد:در زمان گذشته تجويدي، ناصري ،خالقي و ديگران جزو هيات مديره فني راديو بودند كه با موزيسين‌ها ارتباط داشتند و با كمك‌هاي خود مسئولين راديو از هنرمندان براي اجراي برنامه دعوت مي‌كردند. در حال حاضر نيز بايد واحدهاي مشخصي در راديو باشد كه ما در آن قرار بگيريم بعد آن موقع خروجي مناسبي پيدا مي‌كند و جهت‌هاي فرهنگي مشخص مي‌شود.
لطفي بيان داشت: البته تاحدودي اين اتفاق افتاده ولي كيفيت اين فعاليت‌ها آنقدر پايين است كه موزيسين‌هاي در سطح من و يا شجريان ، عليزاده ، مشكاتيان و ديگران با گفتار اين افراد آنجا نمي‌روند.
لطفي تصريح كرد: هنر ما به خصوص موسيقي هنوز استراتژي ندارد و در تاكتيك‌ها و زيگزاگ‌ها حركت مي‌كند به قول معروف مي‌گويند گل قضيه گم شده و همه توپ را تو زمين گرفته‌اند و به همديگر پرتاب مي‌كنند تا بالاخره يكي آن را گل كند.

رويكرد اجتماعي در موسيقي سنتي ضعيف شده است
-------------------------------------------------------------
لطفي با اشاره به وضعيت ساخت موسيقي بر اساس مسائل اجتماعي گفت: توجه به مسائل اجتماعي در موسيقي سنتي بعد از انقلاب متوقف نشده بلكه تا مدتها جريان داشته اما متاسفانه امر آموزش دچار ضعف شديم.
وي با اشاره به وارد شدن موسيقي پاپ در عرصه اجتماعي افزود: موسيقي پاپ در ذات خودش اين را دارد كه بازگو كننده مسائل اجتماعي باشد چرا كه يا از درد، شادي و يا يك عاشقانه‌اي صحبت مي كند، در ضمن ساده‌پذيرتر نيز هست اما هنرهاي سنتي و كلاسيك سخت حركتند و جسمشان سنگين است .
اين نوازنده تار ادامه داد: موسيقي پاپ چيز جديدي است به خصوص با اين نوعي كه طي سالها حركت كرده ميكسي بين موسيقي ايران و پاپ بود و نوع جديدي براي خودش بوجود آورد كه جالب هم بود ولي اين را نيز هم اكنون از دست داده و دوباره در مسير ضجه‌هاي بي مورد افتاده و دچار آسيب شده است.
لطفي تصريح كرد: در زمانهاي گذشته موسيقي پاپ بر اساس اشعار مولانا شكل مي گرفت و به همين واسطه اتفاقاتي در حال رخ دادن بود اما متاسفانه اين هم حركتش خيلي كند شد.
وي بيان داشت: مسائل اقتصادي، عدم انتقال تجربه، عدم‌آموزش و مساله اجتماعي شدن و اجتماعي بودن يك هنرمند دلايل بروز چنين مشكلاتي است. همه موزيسين‌ها و هنرمندان اجتماعي نيستند بعضي از آنها اصلا دوست ندارند اجتماعي باشند و فراگير نيستند.
لطفي با اشاره به موزيسين هاي اجتماعي دوران انقلاب گفت: در انقلاب صدها موزيسين وجود داشت كه از اين تعداد آنهايي وارد عرصه اجتماعي شدند كه قبلا اجتماعي فكر مي‌كردند و خودشان در دوران انقلاب در خيابان ها بودند و تحت تاثير اتفاقات قرار گرفته بودند. در حال حاضر نيز يك وازدگي و سكوتي كل جامعه را فرا و يك بي‌تفاوتي در اهل انديشه و اهل هنر شكل گرفته است كه اين مشكل را بايد روانشناسان، جامعه‌شناسان و آدمهايي با زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي علت يابي و برطرف كنند.

برخي قطعاتم را هنگام قدم زدن در خيابان هاي تهران ساخته‌ام
----------------------------------------------------------------------
لطفي در خصوص رويكرد اجتماعي در ساخت آثارش گفت: هميشه رويكرد اجتماعي در كارهاي من وجود دارد حتي در كنسرتي كه پيش رو داريم قطعاتي را اجرا مي كنيم كه در طول مدتي كه در ايران بودم درهمين خيابانها راه رفتم و ساختم. در اين مدت يك قطعه را نيز با عنوان «وطنم، ايران» براي اولين بار با شعر خودم ساخته ام كه شعر آن را زماني سرودم كه تصميم گرفتم به ايران بيايم.
وي افزود: من براي يك نيتي كار مي‌كنم چرا كه اگر بر اساس نيتي خير حركت ‌كنيد باعث توفيق مي‌شود. من مثل مادرم عقيده دارم كه اگر نيت آدم خير باشد همه كارها درست مي‌شود و مشكلي پيش نمي‌آيد و اگر هم پيش بيايد مشكلات فني روزمره است. من هميشه دلم مي‌خواهد حركت كنم اما اين روحيه شخصي من است و جوشش من فردي، ‌آرماني، ‌تكاملي ، ميهني و اجتماعي است.

قصد ندارم از ايران بروم
-----------------------------
موسس مركز فرهنگي هنري شيدا در واشنگتن در پاسخ به اين سوال كه آيا باز هم بعد از مدتي در ايران ماندن ترك وطن خواهد كرد يا خير؟گفت: من خودم قصد ندارم از كشورم بروم چرا كه هيچ كجاي دنيا جاي كشورم را نمي گيرد. انسان در هيچ جا مثل كشور خودش احترام ندارد.
وي با بيان اينكه شرايط دشوار موسيقي دليل رفتن من از ايران شد، اظهار داشت: در آن زمان من ديگر نمي‌توانستم كار موسيقي انجام دهم چرا كه جنگي شده بود كه فقط سرود كاربرد داشت و موسيقي‌هاي ديگر اجازه فعاليت نداشتند من هم به عنوان يك موزيسين نمي توانستم تنها سرودهاي اين چنيني بسازم و در مقابل آموزش و دانشگاه و ..... هم نبود.
اين نوازنده تار با بيان اينكه من با هدف انتقال فرهنگ ايران به خارج از كشور رفتم، گفت: من هميشه نگران اين بودم كه اين همه ايراني كه بيرون هستند سرنوشتشان چه مي‌شود فرزندانشان اگر بخواهند يك ساز بزنند وضعيتشان چه مي شود. من ديدم اگر بتوانم شاگرداني در خارج از كشور تربيت كنم ، مي توانند ايراني بودن را آنجا ادامه دهند.
لطفي گفت:من هم اكنون 63 سال سن دارم و تا آنجايي كه انرژي دارم كار مي‌كنم. ما كه يك لحظه بدون وطنمان نبوديم و هرجا كه بوديم پرچم ايران را علم كرديم.

شاگردان من يك جريان موسيقي را در سراسر اروپا و آمريكا راه انداخته‌اند
---------------------------------------------------------------------------------
وي گفت: من از دانمارك و سوئد تا اروپاي غربي، شهر به شهر تمام ايالت‌هاي آمريكا را درس دادم و در حال حاضر شاگردان من يك جريان موسيقي تعليماتي را در كل اروپا و آمريكا دارند. در واقع 70 درصد حركت‌هايي موسيقي خارج از ايران بواسطه شاگردان من انجام مي شود.
وي با بيان اينكه من در خارج فعاليتم را به اتمام رساندم، بيان داشت: بعد از اين جريان احساس كردم در كشورم نياز به من بيشتر است ومن درست در بدترين شرايط موسيقي از نظر خودم آمدم و اين شرايط را پذيرفته بودم.

به جوانان اهميت و بها دادم
------------------------------
اين نوازنده تار در خصوص تشكيل گروه‌هاي جوان سه‌گانه شيدا گفت: هدف موسيقي‌دان توليد موسيقي خوب با كاربرد و تاثيرگذاري زياد است كه مردم با شنيدن آن احساس خوب و اميد بيشتري پيدا كنند و در مقابل نيز سختي كارشان را كم كند. در واقع آرمان انساني هنر چنين است و از آنجايي كه موسيقي جزو پديده‌هاي حسي بشر است همه با آن ارتباط دارند.
وي افزود:من هم مثل همه آدم‌ها دوست دارم توليد موسيقي خوب داشته باشم و از طرف ديگر به آموزش كه يكي ديگر از كارهايم است نيز بپردازم كه اين مساله بتواند به درستي نسل به نسل انتقال يابد و با اين اتفاق آينده مملكت هم هموارتر حركت مي‌كند. ما در اين سال ها فعاليت‌مان را انجام داده و زحمت‌مان را كشيديم و بايد اين تجربه و حركت را جوان‌ها كه نيروهاي بعدي كشور هستند،انجام دهند.
اين نوازنده كمانچه ادامه داد: شجريان، مشكاتيان، عليزاده، كياني و ...احتياجي به كمك ندارند. اينها خودشان موفقيت دارند به همين دليل من به جوانان اهميت و بها دادم كه خيلي سخت‌تر است. چرا كه آنها تجربه لازم را ندارند و بايد به صحنه بروند، تحقيق كنند و آموزش ببينند تا به مرحله ما برسند. من در خارج هم شايد 99 درصد انگيزه‌ام اين بود كه جوانان بتوانند در اين فعاليت ها شركت كنند و به آينده‌شان اميدوار باشند و جوان هاي ديگر هم كم كم به آنها و موسيقي جدي بپيوندند.
وي با بيان اينكه اكثر اعضاي گروهم از شاگردان كلاسم هستند،اظهار داشت:جوانان گروه من 10 سال كار كرده‌اند و براي گروه از فيلترهايي رد شده‌اند.البته ورود به كلاسهاي من نيز به همين شكل است به طوري كه ابتدا آزموني مي‌گيرم و در اين آزمون كساني كه كل رديف موسيقي را زدند و 4 تا رپرتوار يك بخش از موسيقي را حفظ هستند به كلاس رديف تحليلي و موسيقي تحليلي من راه مي‌يايند.
لطفي ادامه داد: در اين كلاس ها 3 ماه درس مي‌دهم و 1 ماه تعطيل هستم و سپس امتحان مي‌گيريم و يك تعداد از اين ها به كلاس هاي بالاتر مي‌روند. در اين يكي دو سال هم آنهايي كه خيلي با استعداد و پركارند و مي‌خواهند حرفه‌اي كار كنند به سمت كلاس هاي تخصصي من كشيده شده‌اند و اكثر نوازندگان شيدا از همين كلاس ها انتخاب شده‌اند.

كمبود وقت علت اصلي با هم نبودن گروه قديمي شيدا بود
-----------------------------------------------------------------
لطفي در خصوص عدم تشكيل شيداي قديم گفت: در گروه شيدا 8 موزيسين بودند كه زير نظر من كار مي‌كردند در حال حاضر از اين تعداد 4 نفر در گروه كامكارها فعالند و خودشان گروه دارند و 4 نفر ديگر هم درخشاني، سماواتي، صدقي‌آسا و افشارنيا هستند. من در وهله اول درخشاني و افشارنيا را دعوت كردم اما آنها وقت لازم را بواسطه پر كار بودنشان نداشتند. سماواتي و صدقي آسا نيز آلمان هستند. با اين وضع من در ابتداي كار تلاش كردم كه بخشي از گروه عارف و شيدا را در يك گروه قرار دهم و جوان ها را در كنار اين ها بگذارم اما عملا نشد چرا كه هيچ كدام وقت نداشتند. وقتي نوازنده‌ها خودشان وقت ندارند من نمي‌توانم بر مشغله آن بيفزايم.
وي افزود: نقطه مقابل اين روند نيز بزرگاني مثل مشكاتيان هستند كه خودشان جريان ساز بوده و گروهي را دارند و اين طبيعي است كه وقتي كسي گروه خودش را دارد، كنسرت خودش را هم مي‌دهد. اما اين سوال را همه از من مي‌كنند كه چرا شيدا را دور هم جمع نكرديد؟


[ ]
+
عليزاده» و «مشايخي» قطعه نينوا را اجرا مي‌كنند
نسخه چاپي ارسال به دوستان

در نشست مطبوعاتي عنوان شد

«عليزاده» و «مشايخي» قطعه نينوا را اجرا مي‌كنند

خبرگزاري فارس: در قالب يك كنسرت در خارج كشور نادر مشايخي قطعه نينوا حسين عليزاده را با همراي اين نوازنده تار اجرا مي كند.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،در نشست مطبوعاتي كه صبح امروز با حضور نادر مشايخي آهنگساز، ميشائيل دراير رئيس فستيوال مورگن‌لند «فستيوال موسيقي شرقي»،اميرحسين آهويي آهنگساز و سرپرست اركستر مجلسي جديد تهران برنامه‌هاي نادر مشايخي در فرهنگسراي هنر برگزار شد، نادر مشايخي در خصوص اجراي قطعه نينوا حسين عليزاده گفت: قبلا مي‌خواستم يك بخش از اين قطعه را اجرا كنم اما تصميم گرفتم در يك فرصت مناسب تمام طيف‌ها و لايه‌هاي احساسي نينوا اجرا شود.به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،در نشست مطبوعاتي كه صبح امروز با حضور نادر مشايخي آهنگساز، ميشائيل دراير رئيس فستيوال مورگن‌لند «فستيوال موسيقي شرقي»،اميرحسين آهويي آهنگساز و سرپرست اركستر مجلسي جديد تهران برنامه‌هاي نادر مشايخي در فرهنگسراي هنر برگزار شد، نادر مشايخي در خصوص اجراي قطعه نينوا حسين عليزاده گفت: قبلا مي‌خواستم يك بخش از اين قطعه را اجرا كنم اما تصميم گرفتم در يك فرصت مناسب تمام طيف‌ها و لايه‌هاي احساسي نينوا اجرا شود.
وي ادامه داد: ما اجراهاي زيادي در خارج از ايران خواهيم داشت كه در يكي از آنها با حضور حسين عليزاده در اركستر اين قطعه را به طور كامل اجرا خواهيم كرد.
اين رهبر اركستر با بيان اينكه در ايران موسيقي كلاسيكي وجود ندارد،اظهار داشت: ما نمي‌توانيم مثل اروپايي‌ها موسيقي آنها را اجرا كنيم در واقع موسيقي كه در ايران اجرا مي‌شود كلاسيك نيست بلكه سمفونيك است به همين دليل موسيقي كلاسيك در ايران مخاطب ندارد.
وي با اشاره به قطع همكاري خود با صدا و سيما براي ضبط سمفوني مولانا افزود: موسيقي كه صدا و سيما انتظارش را داشت آن چيزي نبود كه من ساخته بودم و ديد من با آنها متفاوت بود و اين ديد ثمر بخش نبود.

*سمفوني مولانا با صداي «سالار عقيلي» و اركستر سمفونيك مونيخ ضبط شد

سمفوني مولانا به آهنگسازي «نادر مشايخي» و خوانندگي «سالار عقيلي» توسط اركستر سمفونيك مونيخ ضبط شد.
آهويي سرپرست اركستر مجلسي جديد تهران در خصوص اين سمفوني گفت: سمفوني مولانا در طول سال گذشته قرار بود توسط صدا و سيما توليد شود اما متاسفانه به دلايل مختلف اين كار صورت نگرفت و در نهايت توسط اركستر راديو و تلويزيون مونيخ به رهبري «فرانك كرامر» با صداي «سالار عقيلي» ضبط شد.
وي در خصوص تشكيل اركستر مجلسي جديد تهران افزود: ما از سال پيش در پي تشكيل اين اركستر بوديم بر اين اساس از بين 40 نوازنده تست گرفتيم كه از اين تعداد 25 نفر براي اركستر مجلسي تهران انتخاب شدند.
اين آهنگساز در خصوص اولين اجراي اين اركستر در اتريش اظهار داشت: اين كنسرت اواخر ارديبهشت با قطعه «فيه مافيه» با سه تار و سنتورنوازي برادران طاهري آغاز و سپس قطعه «‌گذران» و « توي دستم جنگل توي دستم دريا» از ساخته‌هاي من و 3 قطعه از آلبوم مشترك «آيدا نصرت» و «بابك اميرمبشر» ادامه مي‌يابد.
وي بيان داشت: بعد از بازگشت از اتريش اركستر بزرگ 80 نفره فيلارمونيك تهران تشكيل مي‌شود كه اولين برنامه اين اركستر تمرين سمفوني‌هاي 2 و 3 مالر، آوازهاي زميني مالر و سمفوني شماره 5 مالر و اجراي كنسرت در ماه‌هاي آينده است.
آهويي در خاتمه خاطر نشان كرد: به اصرار مشايخي براي كار كردن با نوازندگان جوان سن اركستر 20 سال است و اين جوان ترين اركستري است كه تاكنون شكل گرفته است


[ ]
+
استاد لطفی تکذیب نمود

محمدرضا لطفي:چندي پيش خبري با عنوان عدم حضور لطفي در كنسرت گروههاي سه‌گانه شيدا اعلام شد كه امروز موسسه آواي شيدا چنين خبري را تكذيب كرد.

 به نقل از پايگاه اطلاع رساني شيدا، چند روز گذشته شايعه‌اي مبني بر عدم حضور محمدرضا لطفي در اجراي گروه‌هاي شيدا منتشر شد كه ابهاماتي را در بين علاقه‌مندان حضور در اين كنسرت به همراه آورد. اين درحالي است كه لطفي پيش از اين در كنفرانس مطبوعاتي در تشريح جزييات برنامه اعلام كرده بود كه به طور قطع در گروه هم‌نوازان شيدا تار خواهد نواخت و در كنار اجراي گروه‌هاي سه‌گانه شيدا تكنوازي خواهد داشت.
بنابر اين گزارش، محمدرضا لطفي سرپرست گروه‌هاي سه‌گانه شيدا به عنوان نوازنده اول تار گروه‌ هم‌نوازان شيدا در كنسرت اين گروه در تالار بزرگ كشور حضور خواهد داشت و همچنين در كنار اجراي گروه‌هاي بانوان و بازسازي و هم‌نوازان شيدا نيز تكنوازي خواهد كرد.
كنسرت گروه‌هاي سه‌گانه شيدا، 26 تا 28 ارديبهشت در تالار بزرگ كشور برگزار خواهد شد. بليت فروشي اين كنسرت از هفته گذشته آغاز شده و تا كنون 50 درصد از بليت‌ها به فروش رفته است


[ ]
+
موسيقي ملي ايران از نگاه «كيوان ساكت» بررسي مي‌شود

 

خبرگزاري فارس:«كيوان ساكت» نوازنده تار در يك نشست پژوهشي، موسيقي ملي ايران از نگاه امروز را بررسي مي‌كند.

كيوان ساكت نوازنده تار و آهنگساز در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:در اين نشست پژوهشي كه 21 ارديبهشت ساعت 17 در فرهنگسراي بهمن برگزار مي‌شود در خصوص «موسيقي ملي ايران از نگاه امروز» صحبت خواهم كرد و سپس به تكنوازي سه‌تار مي‌پردازم.
وي با اشاره به ديگر فعاليتهاي خود افزود:اواخر ارديبهشت و خرداد در اصفهان و كرمان كنسرتي را برگزار خواهم كرد.در حال حاضر نيز مشغول جمع آوري سه آلبوم همزمان با هم هستم.
اين نوزانده تار در خصوص اين آلبوم‌ها اظهار داشت:آلبوم ناي شكسته،گلهاي افسرده و زندگي آلبومهايي هستند كه در دست توليد دارم كه ناي شكسته مراحل پاياني خود را طي مي‌كند.
ساكت در خاتمه خاطر نشان كرد:آلبوم‌ گلهاي افسرده و زندگي شامل قطعاتي در دستگاه ماهور،اصفهان ،دشتي و شوشتري هستند.


[ ]
+
قاصدک

ماهور - بیات ترک

آهنگساز : استاد پرویز مشکاتیان

خواننده :   استاد محمدرضا شجریان

اجرا  : آمریکا

قاصدک هان چه خبر آوردی ؟

از کجا ور که خبر آوردی ؟

خوش خبر باشی اما اما

گرد بام ودر من بی ثمر میگردی

انتظار خبری نیست مرا

نه زیاری نه زدیار و دیاری  - باری

برم آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تورا منتظرند

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ با دلم میگوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

قاصدک هان ولی ...

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام آی کجا رفتی آی...

راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکستر گرمی جائی؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم

اندک شرری هست هنوز؟

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند


[ ]
+
بیوگرافی محمدجواد (سيامك) شجریان
    سيامك شجريان  

 (محمدجواد) شجريان ـ متولد مشهد، 1331 آموختن آواز و رديفهاي موسيقي ايراني را نزد آقايان غفوريان و غلامحسين ظهيرالديني آغاز كرد و از محضر برادر هنرمند استاد محمدرضا شجريان، والاترين چهره‌ آواز ايران با استفاده از نوارهاي اساتيدي چون مهرتاش و عبدالله‌خان دوامي بهره‌هاي فراواني برد. سنتورنوازي را در سال 1346 در مشهد نزد آقاي برهاني فرا گرفت. او همچنين دستي در نواختن سه‌تار و تنبك و ساختن سنتور دارد. سيامك شجريان، خواندن را از دوران دبيرستان با فرهنگ و هنر مشهد آغاز كرد و سپس در سال 1355 براي ادامه تحصيل و پيشبرد فعاليتهاي هنري خود به آمريكا رفت و در آنجا مقيم شد. او تا به حال در داخل و خارج از كشور، با گروههاي زيادي همكاري داشته كه از آن جمله مي‌توان به «گروه اساتيد» به سرپرستي استاد فرامرز پايور و «گروه عشاق» به سرپرستي اسماعيل تهراني اشاره كرد.
حاصل فعاليتهاي او دو اثر «كرشمة نرگس» (با آهنگسازي فرامرز پايور) و «پير مي‌ فروش» (با آهنگسازي محمدعلي كياني‌نژاد) منتشر شده است. «طبيب دل» با آهنگسازي محمدجواد ضرابيان، تازه‌ترين اثري است كه با صداي سيامك شجريان اين فرزند خلف خاندان آواز ايران، مي‌شنويم.
استاد محمدجواد ضرابيان متولد12/12/1329 نوازندة سنتور، آهنگساز، هنرآموخته نزد دكتر داريوش صفوّت و دانش‌آموخته نزد زنده‌ياد دكتر محمدتقي مسعوديه، از هنرمنداني است كه اساس كار خود را موسيقي ملي قرار داده و تنظيم‌هاي او بين ديگر همكاران و هم‌دوره‌اي‌هاي او، صدايي ديگر دارد. همينطور استعداد و خلاقيت سينا جهان‌آبادي هنرمند خوش‌نواز و خوش ذوق جوان كه تنظيم‌هاي زبانزدي دارد.
نوار و لوح فشرده«طبيب دل» ، تشكيل‌شده از تعدادي قطعات در قالب «آهنگ‌ـ ترانه» است. تنظيم و اركستراسيون اين قطعات و بسترسازي صوتي آن براي صدا ي خواننده، از نوعي است كه در موسيقي ما از چهل سال پيش تا امروز، سابقه و طرفداراني داشته و هنوز هم دارد. اجراكنندگان (آهنگسازان، نوازندگان و گاه‌ خوانندگان) اين نوع از موسيقي ايراني، به اركسترهاي بزرگي كه بهترين آنها در وزارت فرهنگ و هنر سابق و يا در راديو تهران كار مي‌كردند تعلق داشتند و موسيقي آنها، براي مردم ايران خاطره‌انگيز است. بسياري خوانندگان معروف، در ابتدا و يا اواسط راه خود، بخشي از محبوبيت خود را مرهون اجراي قطعاتي مي‌دانند كه با اين نوع سليقه و برداشت از موسيقي ايراني، ساخته شده و به تنظيم و اجرا رسيده است. از جمله، شهره‌ترين خوانندة فارسي‌زبان امروز، استاد محمدرضا شجريان (كه در آن سالها به نام سياوش بيدكاني مي‌خواند) و فرزند خوش‌صدا و مستعد او همايون شجريان، ساخته‌هايي سنگين و دلنشين را در اين حال و هوا خوانده‌اند.
از جمله «مبتلا» و «دولت عشق» (همراه با حسن يوسف زماني) و «نسيم وصل» (همراه با محمدجواد ضرابيان، آهنگساز و تنظيم‌كننده قطعا‌ت آلبوم كه نهايت تلاش خود را در هر چه بهتر صدادهي اركستر مبذول داشته است) و اكنون، محمدجواد (سيامك) شجريان‌ـ صدايي ديگر از خاندان آواز ايراني ـ ذوق و توانايي خود را در اين ميدانناسي مردم اهل موسيقي، امتحان خود را داده و مقبول طبع مردم صاحب‌نظر شده است.

ضمنا ایشان سالهاست در امریکا سکونت دارد .


[ ]
+
ميراثدار موسيقي اصيل ايراني
   و ...

 

به اين عكسها نظري بيندازيد ! هركدام دريائي از هنر . هر يك خداوندگاري در موسيقي اصيل ايراني . همه تقريباً هم عصر و همدوره . راستي بعد از اين اساتيد موسيقي ايراني را چه ميشود؟ميراث دار و حافظ ارث گرانمايه آنها كيست؟ مگر در زمان حال چند نفر هستند كه ميتوانند جا پاي اينان بگذارند؟ خداوند همايون شجريان را نگاهبان باشد كه ميتواند (شايد) پرچمدار اين گنجينه هاي گرانقدر ياشد.


[ ]
+
آيا خاطرات زنده ميشود

چند روز پيش استاد مشكاتيان در مصاحبه اي فرموده بودند كه بزودي كنسرت مشتركي با استاد شجريان خواهند داشت. اگر اين اتفاق خوش بيفتد جه خاطراتي كه زنده نمي شود. اميد واريم هرچه زودتر صداي جاوداني و آسماني استاد شجريان با نواي ساز سحر انگيز استاد مشكاتيان همنوا گردد. انشاءالله.


[ ]
+
برنامه کامل تور گروه آوا

برنامه کامل تور گروه آوا به همراه استاد محمد رضا شجریان و همایون شجریان در آمریکای شمالی اعلام شد. مجموعه کنسرتهای این تور که از 4 می تا 6 ژوئن در 11 شهر کانادا و آمریکا برگزار میشود، توسط حسین بهروزی نیا،  آهنگساز و نوازنده بربط گروه آوا برنامه ریزی شده است.

استاد محمدرضا شجریان و گروه همراه در کنسرتهای آمریکا و کانادا 2008200

OSTAD MOHAMMAD REZA SHAJARIAN

Homayoun Shajarian

&

Ava Ensemble

 

Vancouver Orpheum Theater 

Sunday, May 4th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (778) 886 8908

 Website: www.caravanbc.com

 

 

توجه:

برای مشاهده ی برنامه ی کامل، باید ادامه ی مطلب را مطالعه نمایید.

 

Mohammad Reza Shajarian | Vocalist

(born September 23, 1940 in Mashhad, Iran) is an internationally and critically acclaimed Persian traditional singer, composer and Master (Ostad) of Persian music. A living legend of Persian classical music, Shajarian is also known for his mastery of Persian calligraphy and humanitarian activities.

His best works has been in collaboration with Parviz Meshkatian, Mohammad Reza Lotfi, Hossein Alizadeh, and Faramarz Payvar. His singing is technically flawless, powerful, and strongly emotional. In Persian classical Dastgah music, singing is the most difficult art to master and Shajarian is the embodiment of the perfect singer and a major source of inspiration. In 1999 UNESCO in France presented him with the prestigious Picasso Award, one of Europe's highest honors.

 

ترجمه ی متن انگلیسی بروشور - ترجمه از وبلاگ دل آواز

محمدرضا شجریان در ۲۳ سپتامبر ۱۹۴۰ در مشهد به دنیا آمد. او به شکلی بین المللی مورد تحسین و شناخت هنردوستان قرار دارد. شجریان، خواننده، آهنگساز و مستر/استاد در موسیقی ایرانی است. او که به عنوان یکی از قله های معاصر و زنده ی موسیقی کلاسیک ایرانی مطرح است، همچنین به خاطر تسلطش بر خوشنویسی ایرانی و فعالیت های انسان دوستانه مورد شناخت است.

بهترین کارهای او با همکاری پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و فرامرز پایور هستند. شیوه ی آوازی او از لحاظ تکنیکی بی نقص، قدرتمند و بسیار پراحساس است. در موسیقی دستگاهی/کلاسیک ایرانی، آوازخواندن یکی از دشوارترین بخش ها جهت یادگیری و تسلط است و شجریان نماینده و سمبل یک خواننده ی کامل و یک منبع غنی و الهام بخش است. در ۱۹۹۹ یونسکو در فرانسه جایزه ی ارزشمند پیکاسو را به او اعطا کرد که یکی از پرافتخار ترین جوایز اروپایی است.

 

توجه: در ادامه ی این مطلب علاوه بر اینکه جزئیات کامل برنامه های کنسرت قابل رویت است، توضیحی در مورد هر یک از اعضای گروه آورده شده است.

 

برای اطلاع از اولین کنسرت استاد این لینک را ببینید.

آنچه مي بينيد خلاصه متن اصلي است ، براي مطالعه متن كامل اينجا كليك كنيد


[ ]
+
تکذیب خبر کنسرت بزرگان موسیقی ایرانی با حضور استاد شجریان

در پی درج خبر اجرای کننسرت بزرگان موسیقی در روزنامه جام جم مورخ 17 / 2 / 87 برآن شدیم تا به استحضار دوستداران و علاقه‌مندان برسانیم که هنوز هیچ تصمیمی مبنی بر اجرای این کنسرت گرفته نشده است و اخبار منتشر شده صرفاً شایعه‌ای بیش نیست .

 ضمناً برنامه‌ کنسرت‌های استاد شجریان در تابستان 87 به زودی از طریق سایت ایشان به نشانی www.DelAwaz.ir به اطلاع دوستداران خواهد رسید.


[ ]
+

در پی درج خبر اجرای کننسرت بزرگان موسیقی در روزنامه جام جم مورخ 17 / 2 / 87 برآن شدیم تا به استحضار دوستداران و علاقه‌مندان برسانیم که هنوز هیچ تصمیمی مبنی بر اجرای این کنسرت گرفته نشده است و اخبار منتشر شده صرفاً شایعه‌ای بیش نیست .

 ضمناً برنامه‌ کنسرت‌های استاد شجریان در تابستان 87 به زودی از طریق سایت ایشان به نشانی www.DelAwaz.ir به اطلاع دوستداران خواهد رسید.


[ ]
+
اي غم بگو با جوانيم چه كردي
      با همكاري هنرمندان : سياوش – سيمين – مجيد نجاهي – فرهنگ شريف

 

                    حسن ناهيد – منصور نريمان – حسين همدانيان – محمودرحماني پور

 

                                                   به سرپرستي : همايون خرم

 

                                                          دستگاه : سه گاه

 

                                                 شعرترانه : رضا جنتي عطايي

 

اي غم بگو اي غم بگو
با جوانيم چه كردي
دارم به دل صد ارزو
با جوانيم چه كردي
اين چنين مرا رها در ميان صد بلا
تو كردي اي نديم شبها
بال من چو خسته شد
چون دلم شكسته شد
نشسته ام جدا ز دنيا
كنون كه من در اتشم
بيا ببين چه مي كشم
ببين كه غم چه كرده با من
ببين كه غم چه كرده با من
در دام هجرانم نهادي و گرفتي جوانيم را
سر در گريبانم روز و شب كه اخر فتادم از پا
به كجا بروم كه ز روي دلم خجلم خجلم
جوانيم جوانيم بهار زندگانيم
 اميد جاودانيم رفتي به كجا
دواي ناتوانيم بهار زندگانيم 
اخر به خدا
كنون كه من در اتشم
بيا ببين چه مي كشم
ببين كه غم چه كرده با من   

دل/http://ima46


[ ]
+
شعر زيباي ارغوان سروده استاد ابتهاج

ارغوان! این چه رازی است که هر بار بهار با عزای دل ما می آید؟

هوشنگ ابتهاجارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟

یا گرفته است هنوز ؟

من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی ست
هر چه با من اینجاست

رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نیانداخته است
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه می انگیزد

ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من که چنین خون ‌آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد
ارغوان
این چه راز ی است که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می افزاید ؟

ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم می گذرند ؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله می آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

امیر هوشنگ ابتهاج (سایه)


[ ]
+
معرفی چند آلبوم تازه از موسیقی اصیل ایرانی

باغ رویاها
این آلبوم موسیقی شامل هشت قطعه بی کلام است که به سرپرستی سامان احتشامی به بازار عرضه شده است.
در باغ رویاها آثاری از ساخته های پرویز یاحقی، همایون خرم و سامان احتشامی ارائه شده است که به ترتیب با عناوین پیش درآمد شوشتری، چهارمضراب شوشتری، آواز سه گاه، چهار مضراب سه گاه، پر بسته، در میان گلها، باغ رویاها و زندگی ضبط و ارائه شده است. نوازندگان این آثار احتشامی (پیانو)، بابک شهرکی (کمانچه)، مسعود حبیبی (دف) و عمران فروزش (تنبک) هستند.
ناشر: آوای باغ مهر

آسمانه
آهنگساز: مجید درخشانی
خواننده: غلامرضا رضائی
آسمانه نخستین اثر غلامرضا رضایی است که آهنگسازی آن را مجید درخشانی بر عهده داشته است. در این آلبوم پانزده قطعه با کلام و بی کلام به همراهی ارکستر بزرگ و ارکستر سنتی ارائه شده است. اجرای قطعات توسط نوازندگان گروه خورشید و هنرمندانی چون اردشیر کامکار، ارسلان کامکار، سینا جهان آبادی، میثم مروستی، کریم قربانی، علیرضا خورشیدفر و... انجام شده است.
اشعار این قطعات از حافظ، عراقی، لایق شیر علی، مولانا و سایه انتخاب شده است.
غلامرضا رضائی متولد 1349 است و آواز را از نه سالگی نزد رضا شاکری و بعد از آن نصرالله ناصح پور و کریم صالح عظیمی فرا گرفت؛وی در ادامه از محضر استاد شجریان بهرهمن شده است.
ناشر: نوای شبدیز

 

تک نوازی تار
به یاد میرزاحسین قلی
این آلبوم که توسط مهدی فلاح صفا نوازنده تار و پژهام اخواص نوازنده تنبک اجرا شده است، نمونه هایی از شیوه های تار نوازی دوره قاجار را به نمایش می گذارد. داریوش پیرنیاکان در بروشور این آلبوم می نویسد: فلاح با پشتکار و جدیت توانسته به شیوه های اصیل و پرکار تارنوازان دوره قاجار تسلط پیدا کرده و تکنیک نوازندگی و شیوه کار گذشتگان را بیاموزد. که این خود یکی از راه های رسیدن به شماخت عمیق از موسیقی ردیف دستگاهی ایران است در زمینه نوازندگی.
قطعات این آلبوم در دستگاه ماهور و آواز بیات اصفهان اجرا شده است.
ناشر: ماهور


[ ]
+

کمانچه نوازی
چهارگاه و بیات ترک
این آلبوم که کمانچه نوازی سعید فرج پوری به همراه تنبک نوازی کامبیز گنجه ای است، در چهارگاه و بیات ترک اجرا شده است.
در این آلبوم هفده قطعه موسیقی است که با پیش در آمدی قدیمی که به یاد استاد بهاری اجرا شده است آغاز می شود و با رنگی از درویش خان پایان می گیرد.
قطعات این مجموعه به ترتیب اجرا، پیش در آمدقدیمی به یاد استاد بهاری، درآمد، ضربی زابل (استاد بهاری)، آواز زابل، چهار مضراب، رنگ (رکن الدین خان مختاری) مخالف سه گاه، مقدمه (فرج پوری)، ضربی مخالف (حسن کسائی)، مثنوی مخالف، چهار مضراب (فرج پوری)، ضربی بیاتترک، درآمد و کرشمه، ضربی و چهار مضراب، مقدمه ی شوشتری (فرج پوری) و رنگ (درویش خان) هستند.
ناشر: ماهور


[ ]
+

فریاد بی حاصلی
آواز: مرتضی صالحی
آهنگساز: همایون یزدانیان
در این اثر ده قطعه موسیقی ارائه شده است که برخی از آنها با اشعار رهی معیری، حافظ و سعدی همراه شده است. خواننده اثر مرتضی صالحی و آهنگساز همایون یزدانیان است.
این قطعات پیش درآمد سه گاه، درآمد و چهار مضراب، تصنیف فریاد بی حاصل، آواز سه گاه، آن کیست کز روی کرم، آواز شور، ابو عطا، همراه با سه تار، تصنیف شور ساقی بده پیمانه ای، تکنوازی سنتور درآمد شور به دستگاه سه گاه، تصنیف سه گاه بی تو ای سرو روان و رنگ سه گاه هجران هستند.
ناشر: شرکت فرهنگی هنری نواگر


[ ]
+
پنهان چو دل
موسیقی: گروه شمس
آواز: حمیدرضا نوربخش
این آلبوم بخشی از قطعات اجرا شده در آخرین کنسرت گروه شمس به همراهی ارکستر فیلارمونیک اوکراین و خوانندگی حمید رضا نوربخش است. این کنسرت سال 85 در تالار وزارت کشور برگزار شد. بخش دیگر این برنامه نیز به زودی در مجموعه ای دیگر به چاپ می رسد.
آهنگسازی قطعات توسط پور ناظری ها صورت گرفته است. در این آلبوم یازده قطعه مگذار و مگذر، هیهای دل، تکنوازی سه تار، نقش آفرین، صورتگر، آفتاب، همه تو، تکنوازی کمانچه، آواز امید و پنهان چو دل ارائه شده است. این قطعات توسط گروه شمس کیخسرو پور ناظری، تهمورس پور ناظری، سهراب پور ناظری، حمید رضا نیا، حسن رضائی نیا، شهاب پارنج، کاوه گرایلی، ندا خاکی و روبین واسی و چند نوازنده میهمان اجرا شده است.
ناشر: سروش

[ ]
+
حضورحسین علیزاده در جلسه هیئت مدیره :
خانه موسیقی بزرگترین حامی ما است
نسخه‌ی چاپ 


حسین علیزاده در نخستین روزهای سال جدید برای دیدار اعضای هیئت مدیره و تجدید مودت در جلسه هیئت مدیره شرکت کرد. 

 به گزارش سایت خانه موسیقی، حسین علیزاده آهنگساز و نوازنده تار روز گذشته در جلسه هیئت مدیره حضور یافت و با اعضای خانه دیدار و گفتگو کرد.

حسین علیزاده در این دیدار با اشاره به اینکه باید تداوم و پایداری خانه موسیقی را در طول هشت سال گذشته قدر بدانیم افزود: در تاریخ موسیقی که نگاه کنیم متوجه می شویم که فعالیت های اجتماعی هنرمندان تداوم نداشته است. یکی از دلایل آن هم اشتیاق به کارهای فردی و شکافی است که میان دو نسل هنرمندان جوان و مسن تر در تمام دوره های تاریخ موسیقی وجودداشته است.خانه موسیقی هشت سال است که پا برجاست و گروه های مختلفی از هنرمندان پژوهشران سازندگان ساز را در خود جای داده است وما باید ارزش این خانه را بدانیم.

حسین علیزاده با اشاره به دوره مدیرعاملی خود در این نهاد صنفی گفت: مشکلات زیادی برای اداره این نهاد وجود دارد و من به واسطه یک دوره مدیریت و حضور در بعضی از جلسات هیئت مدیره در دوره های بعد از سختی کار با خبرم. اما امروز که در راس کار نیستم بیشتر خانه را باور دارم چون می دانم که چه مشکلاتی دارد.

این آهنگساز با تاکید بر اینکه هنرمندان می توانند قابلیت خانه را بالا ببرند افزود: باید این فرصت را پیش بیاوریم که خانه فقط به امرار معاش هنرمندان و بیمه فکر نکند. برگزاری کنسرت ها و حتی گرفتن مجوز های لازم برای یک آلبوم کار مستقیم هیچ هنرمندی نیست اما خانه می تواند این مسئولیت ها را بر عهده بگیرد و آنها را دنبال کند. اهالی موسیقی بارها از وضعیت حاکم بر موسیقی یا عملکرد ارگان ها شکایت کرده اند اما صدای ما به جایی نمی رسد تا زمانی که جمعی حرکت نکنیم. پیگیری اینگونه مسائل با خانه موسیقی باید باشد و در حقیقت یک سازمان و ارگان باید از یک سازمان یا ارگان دیگر توضیح بخواهد و این کار یک فرد نیست.

علیزاده ادامه داد: اینجا مثل وطن ماست گاهی ممکن است سیاست های کلی آن و یا نحوه اجرا با تمایلات ما همخوانی نداشته باشد و به سلیقه یا جهت خاصی گرایش داشته باشد اما این طبیعی است چرا که در هر جمع و گروهی گرایشاتی وجود دارد. آنچه مهم است این است که وطنمان را دوست بداریم.

سرپرست گروه هم آوایان ضمن قدردانی ازخانه موسیقی به خاطر نحوه برگزاری کنسرت این گروه در سال گذشته از این نهادخواست تا این دست فعالیت ها را افزایش دهد ودر این باره افزود: سال گذشته به همت خانه و دیگران سال پر باری را در موسیقی پشت سر گذاشتیم که باید خود هنرمندان شرایط تکرارش را فراهم آورند. قرار بود اول کنسرت گروه هم آوایان توسط شرکت دیگری برگزار شود اما با توجه به حساسیت کنسرت ها که باید در آرامش و شرایط درخور توجه برگزار شوند به این نتیجه رسیدیم که به پشتیبان بزرگتری نیاز داریم و تصمیم گرفتیم این کار با همکاری خانه صورت گیرد. ضمن اینکه دوست هنرمندم آقای نوربخش، مدیر عامل خانه موسیقی را دیروز و امروز نیست که می شناسم. نوربخش از شاگردان صدیق پایور و شجریان است. قبلا دیده بودم که کنسرت های شجریان را با آن التهاب و مسائل خاص و برنامه های دیگر را چطور اداره می کند. او نه تنها مسئول هماهنگی ها و برنامه های کسانی چون شجریان بود بلکه حامی عاطفی و انسانی ما هم محسوب می شد. وقتی همه اعضا رای دادند که مدیر عاملی خانه را بر عهده بگیرد می دانستند که چه کسی را انتخاب می کنند. او مورد اعتماد است.

علیزاده با اشاره به کنسرت سال گذشته ادامه داد: برنامه ریزی بسیار خوبی صورت گرفت اما نکته جالب مسائل مادی این برنامه بود که وقتی پرسیدم چقدر باید به خانه تعلق بگیرد، گفتند خانه میزان مبلغ را برعهده شما می گذارد و هیچ توقعی هم نیست ومن هم پس از پایان کنسرت به میل و صلاح دید خود مبلغی را به حساب خانه واریز کردم.

علیزاده در باره استقلال خانه گفت : ما همیشه می گوئیم خانه باید مستقل باشد وطبعا اولین چیزی که استقلال لازم دارد استحکام پایه های اقتصادی است. وظیفه ماست که بخشی از این مبلغ را تامین کنیم.

 او با انتقاد از شایعات و گفته های نادرستی که درباره نارضایتی خود از کنسرت شنیده بود گفت : من بعد از کنسرت در گفتگو هایم نظر مثبتم را گفته بودم اما چون در گفتگویی نامم آورده شده بود و از قول من حرف هایی زده شده بود که نباید می شد، فکر کردم این موضوع باید شفاف و روشن شود. می توانم از روزنامه و فردی که این گفته ها را آورده شکایت کنم.

حسین علیزاده در ادامه با تاکید مجدد در خصوص کنسرتش گفت : خوشبختانه همه چیز در کمال امنیت و اطمینان انجام شده و اگر مسئله مادی ای هم در میان بوده کاملا در اختیار خود من قرار داشته است.

وی در پایان گفت : بیائیم اگر خود را هنرمند واقعی می دانیم در درجه اول خوش قلب باشیم. سال خوبی را پشت سر گذاشته ایم و اگر فکر می کنیم که تعداد زیادی به موسیقی روی آوردند بیائیم و آن را خراب نکنیم. این برنامه ها حرمت دارند نباید آن را بشکنیم. در ضمن اختلافات ماها به بیننده و مخاطبان ارتباطی ندارد. ضمن اینکه دوستان جوان مطبوعاتی هم نباید اینقدر دنبال تحریک هنرمندان و جنجال باشند این سیستم های خبرنگاری سال هاست منسوخ شده است و امروزه گفته ها و مصاحبه ها بنا بر اعتماد و صداقت صورت می گیرد. خبرنگار باید به جایی برسد که اگر من یک روز حالم خیلی بد بود هرچه گفتم ننویسد؛ خبرنگاری هم به هنر نزدیک است خبرنگارباید تشخیص بدهد و آگاه باشد


[ ]
+
محل خانه هنرمندان برای برگزاری برخی از مجامع عمومی خانه موسیقی قطعی شد.

 به گزارش سایت خانه مجمع عمومی کانون نوازندگان ایرانی به دلیل زیاد بودن تعداد اعضا می بایست در محل و سالن بزرگ تری برگزار شود که بدین سبب ممکن است این مجمع درتالار اصلی تئاتر شهر برگزار شود.

بر اساس همین خبر دیگر مجامع کانون ها در محل خانه موسیقی و خانه هنرمندان به شرح ذیل برگزار می شود:

* کانون نوازندگان سازایرانی، جمعه 3 خرداد، از ساعت 10 تا 12، تالار وحدت

*کانون نوازندگان کلاسیک، شنبه 4خرداد، از ساعت15 تا 17، خانه هنرمندان

 *کانون صدابرداران، دوشنبه 6خرداد، از ساعت 15 تا17، خانه موسیقی(فاطمی)

 *کانون خوانندگان سنتی، سه شنبه 7 خرداد، از ساعت 15 تا 17، خانه هنرمندان

* کانون خوانندگان کلاسیک، پنجشنبه 9خرداد از ساعت15تا 17، خانه هنرمندان

*کانون آهنگسازان، شنبه 11 خرداد، از ساعت 15 تا 17، خانه هنرمندان

 * کانون سازسازان، دو شنبه 20 خرداد، از ساعت 15 تا 17،خانه هنرمندان

 * کانون پژوهشگران، سه شنبه21 خرداد ماه، ازساعت 15تا 17، خانه موسیقی(فاطمی)

*کانون مدرسان 22خردادماه از ساعت 15تا17خانه موسیقی


[ ]
+
تاریخ ایران زمین از دورترین دوران تا سال ۶۲۸ میلادی

 

 

 
   

تاریخ ایران زمین از دورترین دوران تا سال ۶۲۸ میلادی
متن قدیمی این کتاب از آغاز سال ۱۳۸۱ در وبگاه ایرانتاریخ در اختیار عموم قرار داشته است

   
   

 گزینوفون می‌نویسد: کودکان ایرانی در مدارسشان فنون قضاوت و عدالت و اداره می‌آموزند.  معلمان در این مدارس قضایای مختلف را برای شاگردان به‌تمرین می‌گذارند، اتهامات فرضی ازقبیل دزدی و راهزنی و رشوه‌خواری و تغلب‌کاری و تعدی و اموری که معمولاً اتفاق می‌افتد را برضد برخی از دانش‌آموزان مطرح می‌کنند و از دانش‌آموزانِ دیگر می‌خواهند تا دربارۀ آنها حکم داده مرتکب چنین بزههائی را کیفر دهند. آنها همچنین یاد می‌گیرند که به‌کسانی که اتهام ناروا به‌دیگران می‌زنند نیز کیفر دهند. درنتیجۀ چنین آموزشهائی کودکانِ ایرانی از سنینِ اولیۀ عمرشان با بدیها و نیکیها آشنا می‌شوند و می‌کوشند که خودشان را به‌بهترین خصلتها بیارایند و در آینده مرتکب اعمال خلاف نشوند. آنها حتی می‌آموزند که کسی‌که توانِ انجام کار سودمندی برای دیگران دارد ولی از انجامش خودداری می‌ورزد را نیز مجازات کنند؛ زیرا خودداری از انجام کار نیک در عین توانِ انجام آن را ناشکری دربرابر نعمتهای خدا می‌شمارند، و ناشکری را درخور کیفر می‌دانند. این از آن‌رو است که آنها عقیده دارند که انسان ناشکر نسبت به ادای وظیفه‌اش در قبال پدر و مادر و اطرافیان و جامعه و کشورش سستی و اهمال می‌کند؛ و کسی‌که در انجام وظیفه‌اش اهمال کند انسان بی‌شرمی است که ممکن است مرتکب هر کار خلاف اخلاقی بشود. از دیگر آموزشهائی که در این مدارس به‌کودکان داده می‌شود تسلط بر نفس و نظارت بر خویش و نظارت بر کردارهای دیگران، و اطاعت کهتران از مهتران و کاردیدگان است. ایرانیان همچنین به‌کودکان می‌آموزند که چه‌گونه در خورد و نوشْ جانب اعتدال را مراعات کنند؛ به‌همین جهت، دانش‌آموزان نه با مادرانشان که با آموزگارانشان غذا می‌خورند، و این غذا را نیز آنها از خانه‌هایشان با خودشان می‌آورند. کودکان درکنار این آموزشها، تیراندازی و زوبین‌افکنی می‌آموزند. اینها آموزشهائی است که تا سنین 15 و 16 سالگی به‌کودکان و نوجوانان داده می‌شود، و پس از آن آنها وارد دوران جوانی می‌شوند و چیزهائی به‌آنها آموخته می‌شود که مخصوص بزرگسالان است
 افلاطون می‌نویسد: بزرگ‌زادگان ایرانی در هفت‌سالگی اسب‌سواری می‌آموزند؛ چهار آموزگارِ فرزانه برای آموزشِ آنها گماشته می‌شوند. خردمندترینِ آموزگار شیوه‌های خداپرستی و امور حکومتگری را از روی اوستا (به‌تعبیر افلاطون: ماگیای زرتشت) به‌آنها آموزش می‌دهد؛ درستکارترین آموزگار به‌آنها می‌آموزد که در همۀ زندگی راست‌گو و راست‌کردار باشند؛ خوددارترین آموزگار شیوه‌های حکومت بر خویشتن را به‌آنها می‌آموزد؛ و دلیترین آموزگار به‌آنها می‌آموزد که دلیر و بی‌باک باشند
 هرودوت در سخن ازخصلتهای ایرانیان می‌نویسد که ایرانیان دروغ را بزرگ‌ترین گناه می‌دانند، و وامداری را ننگ می‌شمارند، و می‌گویند وامداری از این‌رو بد و ناپسند است که کسی‌که بدهکار باشد مجبور می‌شود که دروغ بگوید؛ از این‌رو همواره از ننگِ بدهکار شدن می‌پرهیزند. ایرانیان به‌همسایگان احترام بسیار می‌گزارند، هرچه همسایه نزدیک‌تر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائین‌تری از احترام متقابل قرار دارند. ایرانیان هیچ‌گاه در حضور دیگران آب دهان نمی‌اندارند و این کار را بی‌ادبی به‌دیگران تلقی می‌کنند؛ آنها هیچ‌گاه در حضور دیگران پیشاب نمی‌کنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. در میگساری تعادل را مراعات می‌کنند و هیچ‌گاه چنان زیاده‌روی نمی‌کنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند. ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ می‌شمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا می‌کنند و سفره‌های گوناگون می‌کشند، گاو و گوسفند سرمی‌برند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش می‌کنند (خیرات و صدقه می‌دهند). آنها هیچ‌گاه در آبِ رودخانه پیشاب نمی‌کنند و جسم ناپاک در آب جاری نمی‌اندازند؛ و اینها را از آن‌رو که سبب آلوده شدن آب جاری می‌شود گناه می‌شمارند
 هرودوت می‌نویسد که ایرانیان معبد نمی‌سازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمی‌سازند. آنها خدای آسمان را عبادت می‌کنند و میترا و اَناهیتا‌ و همچنین زمین و آب و آتش را می‌ستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی می‌کنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم می‌کنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به‌خدا داد، زیرا می‌گویند که آنچه به‌خدا می‌رسد و خشنودش می‌سازد روح قربانی است نه گوشت او. وقتی می‌خواهند قربانی بدهند حیوان را به‌جائی که فضای باز است می‌برند، آنگا به‌درگاه خدا دعا می‌کنند. در دعاکردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای پادشاه و همۀ مردم کشور دعا می‌کنند و خودشان را نیز یکی از اینها می‌شمارند
 زرتشت می‌گوید: پروردگارا! آنگاه که تو مردم را به‌نیروی مینَویِ خویش آفریدی و قدرت درک و شعور به‌آنها دادی؛ آنگاه که تو جسم را با جان درآمیختی؛ آنگاه که تو کردار و آموزش را پدید آوردی، چنین مقرر کردی که هرکسی برطبق ارادۀ آزاد خودش تصمیم بگیرد و عمل کند. چنین است که دروغ‌آموز و راست‌آموز، یعنی هم آنکه نمی‌داند و هم آنکه می‌داند، هرکدام برطبق خواستِ درونی و ذهنیتِ خویش به‌بانگ بلند تعلیم می‌دهد و مردم را به‌سوی خویش فرامی‌خوانَد. انسان نیک‌اندیشی که در انتخاب راهش مُرَدَّد است آرمَئیتی معنویتِ راهگشای خویش را به‌او می‌بخشد تا راه درست را برگزیند
 انسانِ‌ باخردی که خردِ اندیشه‌ورِ خویش را به‌کار می‌گیرد
با گفتار و کردارش عدالت‌خواهی و راست‌کرداری و نیک‌اندیشی را گسترش می‌دهد، پروردگارا، چنین کسی بهترین یاورِ تو است
 
کسی‌که با رهنمودگیری از خرد مینوی خویش بهترینها را از راه کلامِ آموزندۀ اندیشۀ نیک توسط زبانش و از راه کردارِ پارسایانه توسط دستهایش انجام دهد، اهورَمَزدا را که آفریدگارِ عدالت است به‌بهترین وجهی شناخته است.
 
هرکه به‌وسیلۀ اندیشه و گفتار و کردار نیک با بدی بستیزد تا بدی را از میان بردارد و بدکاران را راهنمائی کند تا از بدی دست بکشند و به‌نیکی بگرایند ارادۀ اهورَمَزدا را به‌نحو خوشنودگرانه‌ئی تحقق بخشیده است.
 
کسی که راه راستی و خوشبختی ابدی یعنی راهی که به سوی جایگاه اهورَمَزدا رهنمون باشد را در زندگیش در این جهانِ مادی به‌ما نشان دهد به‌بهترین و برترین خوشی خواهد رسید. پرودگارا! چنین کسی همچون تو پاک و آگاه و دانا است
 یک کاهن بزرگ بابلی دربارۀ کوروش بزرگ چنین نوشته است:
 
در ماه نیسان در یازدهمین روز (
روز 12 فروردین) که خدای بزرگ بر تختش جلوس داشت… کوروش به‌خاطر باشندگانِ بابل امانِ همگانی اعلان کرد.… او دستور داد دیوارِ شهر ساخته شود. خودش برای این‌کار پیش‌قدم شد و بیل و کلنگ و سطل آب برداشت و شروع به ساختنِ دیوار شهر کرد.… پیکره‌های خدایانِ بابل، هم زن‌خدا هم مردخدا، همه را به‌جاهای خودشان برگرداند. اینها خدایانی بودند که سالها بود از نشیمنگاهشان دور کرده شده بودند. او با این کارش آرامش و سکون را به‌خدایان برگرداند. مردمی که ضعیف شده بودند به‌دستور او دوباره جان گرفتند، زیرا پیشترها نانشان را از آنها گرفته بودند و او نانهایشان را به‌ایشان بازگرداند.… اکنون به‌همۀ مردم بابل روحیۀ نشاط و شادی داده شده است. آنها مثل زندانیانی‌اند که درهای زندانشان گشوده شده باشد. به‌کسانی‌که در اثر فشارها در محاصره بودند آزادی برگشته است. همۀ مردم از اینکه او (یعنی کوروش) شاه است خشنودند.
 
کاهن بزرگ مصر دربارۀ داریوش بزرگ چنین نوشته است:
 
شاهنشاه داریوش، شاهِ همۀ کشورهای بیگانه، شاه مصر عُلیا و سُفلی وقتی در شوش بود به‌من فرمان داد که به‌مصر برگردم و تأسیسات حیات‌بخش پزشکی مصر را نوسازی کنم. … آن‌گونه که شاهنشاه فرمان داده بود مأموران شاهنشاه مرا از این‌زمین به‌آن زمین بردند تا به مصر رساندند. هرچه شاهنشاه دستور داده بود را انجام دادم. کارمندان را به‌خدمت گرفتم همه از خاندانهای سرشناس نه از مردم عادی. آنها را زیر دستِ کاردانان و استادان گماشتم تا پیشۀ پزشکی فراگیرند. فرمان شاهنشاه چنین بود که باید همه چیزهای شایسته و بایسته به‌آنها تحویل داده شود تا پیشۀ خود را به‌خوبی انجام دهند. من هرچه لازم بود و هر ابزاری که پیشترها در کتابها مقرر شده بود را در اختیار آنها گذاشتم. شاهنشاه چنین دستور داده بود، زیرا به‌فضیلت این علم واقف بود. او می‌خواست که بیماران شفا یابند. او اراده کرده بود که ذکر خدایان را جاوید سازد، معابد را آباد بدارد، جشنها و اعیاد دینی با شکوه بسیار برگزار شود
**********************************

   
   


از ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمی‌شد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود که ضمن سخن از زرتشت شاختیم. به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همین‌رو است که واژه‌هائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت به‌مفهومی که ما پس از مسلمانی‌مان شناخته‌ایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است. و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمی‌شد بلکه آموزگاری بود که نیک‌بودن و نیک‌زیستن را به انسانها آموخته بود. انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم همیشه پس از مرگشان واسطه‌های میان خدا و مریدان خویش شمرده می‌شدند، و مریدانشان به‌اندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء می‌بردند و به‌اندازه‌ئی که به معبد خدمت می‌کردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد می‌دادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگی‌شان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچ‌گاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت.

از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ‌کدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده‌ به‌در گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار می‌شد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به‌ شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از این‌رو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دسته‌جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیبایی‌ها بود.  در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها ­حتی زرتشت­ مراسم دینی برگزار می‌شد و نه برای هیچ‌کدام از شخصیتهای دیگر. این از آن‌رو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا به‌خاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا می‌کرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور می‌نمود.

نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبرشاه و انسانهای مدعیِ‌ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبرشاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا به‌خاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیده‌های سومند بود که جلوه‌های عینیِ رحمت آفریدگار شمرده می‌شدند. به‌عبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعه‌ئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیده‌هائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَە‌مَنیو و وهومنَە و اَرتَە از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار می‌گرفتند، به‌علاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش می‌شدند؛ و این‌را در گفتار زرتشت دیدیم. به‌عبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل می‌داد سرود تلقین به‌خود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمت‌رسان به بشریت بود. این نیایشها به‌انسان می‌آموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خودیشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست که به‌بلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در این‌باره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد. 

دربارۀ نظام طبقاتی دوران ساسانی در کتاب مینوی خرد چنین می‌خوانیم:
حکیم از خِرَدِ مینوی پرسید: تکلیف معین و مشخص و متمایز فقیهان و ارتشتاران و کشاورزان چیست؟
خرد مینوی پاسخ داد: تکلیف فقیهان آن است که دین خدا را نگهبانی کنند، عبادات را به شایستگی برگزار کنند، خداشناسی را به مردم یاد بدهند، مردم را با گفتار و کردار نیک آشنا کنند، راه سعادت جاویدان اخری را به مردم نشان بدهند و مردم را از نیتجۀ بدکرداری که بدبختی اخروی در پی دارد بیاگانند.
تکلیف ارتشتاران آن است که جلو دشمنان کشور را بگیرند، از مرزهای کشور پاسداری و نگهبانی کنند، و امنیت و آرامش را برای مردم کشور تأمین کنند.
و تکلیف کشاورزان آن است که زمین را با کار و فعالیت آباد کنند و برای مردم جهان ثروت و خوشی و شادی بیاورند.
حکیم از خرد مینوی پرسید: تکلیف پیشه‌وران چیست؟
خرد مینوی گفت: تکلیف پیشه‌وران آن است که به‌کاری که در آن تخصص ندارند دست نزنند، و کارهائی که در آنها تخصص دارند را به‌بهترین وجهی انجام دهند، و در قبال کارهائی که انجام می‌دهند مزد درخور دریافت کنند. کسی که کاری انجام می‌دهد که در آن تخصص ندارد آن کار را خراب می‌کند و کارش بی‌ثمر می‌ماند. چنین کسی کاری که انجام می‌دهد چونکه نمی‌تواند به‌شایستگی انجام دهد کارش به‌مثابۀ نوعی گناهکاری است


[ ]
+
چند عکس از خسرو آواز ایران استاد شجريان
استاد مشيري
فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه‌مندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش مي‌رسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت. به گفته خودش: ” در سال ۱۳۲۰ كه ايران دچار آشفتگي‌هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به كشور حمله كرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم. دبيرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اينكه در همه دوران كودكي‌ام به دليل اينكه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگي كارمندي پرهيز داشتم ولي مشكلات خانوادگي و بيماري مادرم و مسائل ديگر سبب شد كه من در سن ۱۸ سالگي در وزارت پست و تلگراف مشغول به كار شوم و اين كار ۳۳ سال ادامه يافت. در همين زمينه شعري هم دارم با عنوان عمر ويران “ . مادرش اعظم السلطنه ملقب به خورشيد به شعر و ادبيات علاقه‌مند بوده و گاهي شعر می گفته، و پدر مادرش، ميرزا جواد خان مؤتمن‌الممالك نیز شعر مي‌گفته و نجم تخلص مي‌كرده و ديوان شعری دارد كه چاپ نشده است. مشيري همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد، و در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگي درگذشت كه اثري عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فني وزارت پست مشغول تحصيل گرديد. روزها به كار می‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه می‌داد. از همان زمان به مطبوعات روي آورد و در روزنامه‌ها و مجلات كارهايي از قبيل خبرنگاري و نويسندگي را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. اما كار اداري از يك سو و كارهاي مطبوعاتي از سوي ديگر، در ادامه تحصيلش مشكلاتي ايجاد مي‌كرد .مشيري اما كار در مطبوعات را رها نكرد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود. اين صفحات كه بعدها به نام هفت تار چنگ ناميده شد، به تمام زمينه‌هاي ادبي و فرهنگي از جمله نقد كتاب، فيلم، تئاتر، نقاشي و شعر مي‌پرداخت. بسياري از شاعران مشهور معاصر، اولين بار با چاپ شعرهايشان در اين صفحات معرفي شدند. مشيري در سال‌هاي پس از آن نيز تنظيم صفحه شعر و ادبي مجله سپيد و سياه و زن روز را بر عهده داشت . فريدون مشيري در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيري، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابك (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشكده معماري دانشگاه ملي ايران تحصيل كرده‌اند. مشيري سرودن شعر را از نوجواني و تقريباً از پانزده سالگي شروع كرد. سروده‌هاي نوجواني او تحت تاثير شاهنامه‌خواني‌هاي پدرش شکل گرفته كه از آن جمله، اين شعر مربوط به پانزده سالگي اوست : چرا كشور ما شده زيردست چرا رشته ملك از هم گسست چرا هر كه آيد ز بيگانگان پي قتل ايران ببندد ميانچرا جان ايرانيان شد عزيز چرا بر ندارد كسي تيغ تيز برانيد دشمن ز ايران زمين كه دنيا بود حلقه، ايران نگين چو از خاتمي اين نگين كم شود همه ديده‌ها پر ز شبنم شود انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور ۱۳۲۰ بوده است. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي با مقدمه محمدحسين شهريار و علي دشتي به چاپ رسيد (نوروز سال ۱۳۳۴). خود او در باره این مجموعه مي‌گويد: ” چهارپاره‌هايي بود كه گاهي سه مصرع مساوي با يك قطعه كوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافيه و هم معنا. آن زمان چندين نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سايه)، سياوش كسرايي، اخوان ثالث و محمد زهري بودند كه به همين سبك شعر مي‌گفتند و همه از شاعران نامدار شدند، زيرا به شعر گذشته ما بي‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قديم احاطه كامل داشتيم، يعني آثار سعدي، حافظ، رودكي، فردوسي و ... را خوانده بوديم، در مورد آنها بحث مي‌كرديم و بر آن تكيه مي‌كرديم. “ مشيری توجه خاصی به موسيقي ايراني داشت و در پي‌ همين دلبستگي طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شوراي موسيقي و شعر راديو را پذيرفت، و در كنار هوشنگ ابتهاج، سيمين بهبهاني و عماد خراساني سهمي بسزا در پيوند دادن شعر با موسيقي، و غني ساختن برنامه گلهاي تازه راديو ايران در آن سالها داشت. ” علاقه‌ به موسيقي در مشيري به گونه‌اي بوده است كه هر بار سازي نواخته مي‌شده مايه آن را مي‌گفته، مايه‌شناسي‌اش را مي‌دانسته، بلكه مي‌گفته از چه رديفي است و چه گوشه‌اي، و آن گوشه را بسط مي‌داده و بارها شنيده شده كه تشخيص او در مورد برجسته‌ترين قطعات موسيقي ايران كاملاً درست و همراه با دقت تخصصي ويژه‌ای همراه بوده است. اين آشنايي از سالهاي خيلي دور از طريق خانواده مادري با موسيقي وتئاتر ايران مربوط بوده است. فضل‌الله بايگان دايي ايشان در تئاتر بازي مي‌كرد و منزل او در خيابان لاله‌زار (كوچه‌اي كه تماشاخانه تهران يا جامعه باربد در آن بود) قرار داشت و درآن سالهايي كه از مشهد به تهران مي‌آمدند هر شب موسيقي گوش مي‌كردند . مهرتاش، مؤسس جامعه باربد، و ابوالحسن صبا نيز با فضل‌الله بايگان دوست بودند و شبها به نواختن سه‌تار يا ويولون مي‌پرداختند، و مشيري كه در آن زمان ۱۴-۱۵ سال داشت مشتاقانه به شنيدن اين موسيقي دل مي‌داد.“فريدون مشيری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد، و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نيوجرسی به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.

[ ]
+
کمانچه






در دایره المعارف فارسی ج 2 ذیل کمانچه آمده است: از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم. و به همین جا اضافه می کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست.از نظر شکل، کاسه ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می کنند. کاسه هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می شوند. استفاده از این کمانچه ها در قسمت های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه ی سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می شوند. کمانچه های پشت باز معمولا از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می شوند.کاسه های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه ای هستند، در کمانچه های ترکه ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه هایی که در روی قالب خم شده اند ساخته می شود. ضخامت این کاسه ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می گیرد. کاسه های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولا از گردو خراطی می شود. وزن کاسه از کاسه های ترکه ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه هایی ساخته می شود که تغریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می شود، این کمانچه ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند.قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولا 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می شود.دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریبا در یک شکل ساخته می شود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است.در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالا در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می شود و این پوست معمولا پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می تواند باشد.خرک بر روی پوست قرار می گیرد و سیم ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می گیرد.آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب.موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد.چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه.برای ساختن کمانچه ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.از اساتيد بر جسته اين ساز در حال حاضر میتوان به:
علی اکبر شکارچی (آهنگساز و نوازنده کمانچه) ، كيهان كلهر(نوازنده و آهنگساز) ، سینا جهان آبادی و مهدی آذر سینا و اردشیر کامکار و........ اشاره کرد. ورود سازهای غربی به ایران در اوایل قرن حاضر خورشیدی، باعث شد برخی از سازهای ایرانی به انزوا بروند که در این میان کمانچه وضعیت اسف بار تری پیدا کرد. چنان که به مدت چند دهه عضو همیشه غایب ارکسترهای ایرانی بود. به اعتقاد شکارچی، ساز ویولون به علت ظاهر فریبنده و قابلیت های نوازندگی اش، خیلی زود جای کمانچه را گرفت و حتی افرادی مثل حسین خان اسماعیل زاده که استاد مسلم کمانچه بود، به شاگردانش ویولون درس می داد. این در حالی بود که ساز کمانچه در میان ایلات و عشایر همچنان نواخته می شد، ولی صدای آن به پایتخت نمی رسید تا این که زنده یاد روح الله خالقی، استاد علی اصغر بهاری را تشویق کرد تا به جای ویولون در رادیو به کمانچه نوازی بپردازد و بدین گونه شیوه کمانچه نوازی قدما از طریق استاد بهاری به نسل بعد انتقال یافت.شکارچی همچنین به آسیب پذیری نوازندگی کمانچه در نسل حاضر پرداخت و گفت :« بسیاری از تکنیک های نوازندگی این ساز از ویولون گرفته شده است که غالباً با اصالت کمانچه همخوانی ندارد، مانند پیتزیکاتوها و ویبره های فراوان». شکارچی در پایان از ظهور نسل جدید کمانچه نوازان اظهار خرسندی کرد و به قرائت متن ستایش گونه ای در وصف ایشان پرداخت.


[ ]
+
حسرت روزهاي شيدائي

تصورش را بکنيد الآن در يک کنسرت شجريان و مشکاتيان به همراه همايون تصنيف شيدايی را اجرا کنند. همین الآن دارم فيلم‌اش را می‌بينم. چقدر شور و ذوق دارد شنيدن دوباره‌ی اين تصنيف در يک کنسرت تازه‌ی شجريان با مشکاتيان. تصنيف قديمی است و سال‌هاست با آن آشنايیم ولی هنوز هم بند بند وجود آدم را می‌لرزاند. کاش اين روز يک بار ديگر بيايد. اما کاش! حيف!

[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!